عقیده عموم بر این است که ریاضی دان نامی گئورگ کانتور (۱۸۴۵-۱۹۱۸) تئوری نوین مجموعه ها را در ۱۸۹۵ به وجود اورد . او به هنگام مطالعه سریهای مثلثاتی متوجه شد که به وجود چنین نظریه ای نیاز است کانتور نوشت (منظور از مجموعه هر دسته ای از اشیا متمایز در شعور یا فکر ماست به صورت یک کل) این تعریف مانع نمی شد کسی مجموعه تمام مجموعه ها را در نظر بگیرد همچنانکه راسل این کار را کرد مشکل واقعی در تعریف کانتور برای مجموعه لغت (دسته) است .
دسته چیست؟ البته می توانیم به فرهنگ لغت نگاه کنیم و به تعاریفی شبیه به تعاریف زیر دست یابیم :
۱)دسته: گروهی از اشیائ گرد اوری شده
۲)گروه: یک گردایه یا دسته
۳)گردایه: یک دسته و..........
با این تعاریف دردی دوا نمی شود. هنگامی یک ریاضی دان تعریفی ارایه می دهد منظورش تنها اوردن یک مترادف مانند دسته به جای مجموعه یا تعریف دوری که در فرهنگ لغت می یابیم نیست. ظاهرا کانتور واقف نبود که واژه مجموعه تعریف نا پذیر است . برای اجتناب از هر مشکلی نظیر پارادکس راسل در نظریه مجموعه ها باید واژه های مجموعه و عنصر را به عنوان واژه های تعریف نشده یا اولیه بپذیریم و چند اصل موضوع از جمله اصل موضوع تصریح و اصل موضوع مجموعه های توانی و اصل موضوع تعمیم و اصل موضوع مجموعه تهی و اصل موضوع جفت سازی و اصل موضوع اجتماع را راهنمای این واژه های اصلی قرار دهیم
پارادکس راسل تنها پارادکسی نبود که در نظریه مجموعه ها پدید امد کمی بعد از این که پارادکس راسل منتشر شد ریاضیدانها و منطقییون پارادکسهای بسیاری ساختند . نتیجه تمام این پارادکسها این شد که بسیاری از ریاضیدانان و منطقییون روی انواع زیادی از نظریه ی اصل موضوعی مجموعه ها کار کردند .منظور هر یک از این نظریه ها این بود تا پارادکسها از میان بروند و هسته اصلی نظریه ی مجموعه های کانتور حفظ شود. ولی تا این زمان کسی موفق نشده به این مهم دست پیدا کندو اصول موضوعی رضایت بخش برای نظریه مجموعه ها ارایه دهد.
با وجود مشکلات فوق الذکر نظریه ی مجموعه های کانتور امروزه در تمام رشته های ریاضیات نوین وارد شده و ثابت شده است که در پایه گذاری انالیز مدرن و توپولوژی اهمیت خاص دارد در واقع حتی ساده ترین سیستمهای اصل موضوعی کاملا توسعه یافته ی نظریه ی مجموعه ها برای کار ریاضیات کلاسیک( مانند نظریه اعداد حقیقی و مختلط, جبر و توپولوژی و غیره ) کاملا کافی است.

